تبليغاتX
صنایع پلاستیک

 

عنوان مراسم و طرح تندیس آن نهایی شد

 پس از انتقال مراسم تقدیر از افراد تاثیرگذار بر تحولات صنایع پلاستیک کشور به تهران و دریافت نظرات جدید کاندیداها و علاقمندان به حضور در این مراسم, تکلیف چند موضوع روشن و سرانجام آنها مشخص شد.  به این ترتیب که :

 1- پس از بحث ها و بررسی های متعدد در رابطه با طرح و اجرای تندیسی که قرار است به برگزیدگان منتخب اهداء شود, سرانجام طرح و اجرای این تندیس به عهده ی هنرمندی که طراح و مجری سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر بوده است, واگذار شد. منتظر دریافت نقشه سه بعدی این طرح هستیم تا آن را بر روی دیدارگاههای اینترنتی ماهنامه قرار دهیم.  در ساخت این تندیس از شیشه, فلز و سنگ به عنوان عناصر اصلی جایگزین شده به وسیله پلاستیک استفاده شده و اصل تندیس به منظور ایجاد ارزش لازم به صورت غیر ماشینی و با کار دست به سامان خواهد رسید.

2-عنوان این مراسم به "جشنواره سپاس ماهنامه" تغییر یافت.

3-به دلیل انتقال مراسم به تهران, در هزینه های ورودی و منطق آن تجدید نظر شده است که این نیز طی اطلاعیه ای به آگاهی عموم خواهد رسید.

4-به احتمال زیاد سالن اصلی همایش های مرکز "پژوهشگاه پتروشیمی و پلیمر ایران" به عنوان محل برگزاری این مراسم انتخاب خواهد شد.

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 88/08/04 و ساعت |

 

تصویری از روز نخست سمینار 

امروز, یکشنبه 26 مهرماه مطابق با 18 اکتبر 2009, یک بار دیگر مجموعه ی افتخار آفرین پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران شاهد حضور صدها تن از پژوهشگران, اساتید دانشگاهی, دانشجویان و علاقمندان به علوم و فنون پلیمرها بود که از ماهها قبل برای حضور در این رویداد مهم علمی از طریق ارسال مقالات و رساله های علمی و/یا برای اطلاع از آخرین دستاوردهای این قلمرو ثبت نام کرده بودند.

سمینار بین مللی علوم و تکنولوژی پلیمرها (ISPST) که نخستین بار در سال 1365 به همت جمعی از اساتید دانشگاه امیرکبیر و در راس آنها دکتر حمید میرزاده در محل دانشگاه امیر کبیر برگزار شد و نهمین دوره ی آن امروز آغاز به کار کرد, اینک به یک رویداد مهم علمی در این قلمرو و در خانواده ی جهانی دانش پژوهان پلیمری تبدیل شده است و از همین روی در هر دوره می توان شاهد رشد و شکوفایی آن از یک سو و استقبال فراوان تر مجامع بین مللی از سوی دیگر شد.

آنچه که از همین نخستین روز این سمینار می توان استباط کرد, شور و هیجان دانش پژوهان در کنار نظم و برنامه ریزی توام با سخت کوشی برگزار کنندگان در جهت تامین نیازهای حاضران است.

برای حضور در این سمینار نزدیک به 700مقاله و رساله علمی به کمیته ی مطالعاتی سمینار ارسال شده که 41 رساله آن از کشورهای: آمریکا, استرالیا, الجزایر , , پاکستان, جمهوری آذربایجان, جمهوری چک, چین, سنگاپور, سوئد, کانادا, مالزی, مکزیک,  نروژ, و هندوستان بوده است. از میان مقالات دریافتی که توسط 143 استاد دانشگاه مورد مطالع و بررسی قرار گرفته, 16 مورد نامربوط به موضوع سمینار تشخیص داده شده و 266 مورد آنها به صورت پوستر عرضه شده و بقیه به صورت سمینارهای شفاهی طی امروز و روزهای آتی به علاقمندان عرضه خواهد شد.  علاقمندان به اطلاع از جزییات بیشتر می توانند بخش انگلیسی این خبر را مطالعه کرده و یا به سامانه ی اینترنتی سمینار به آدرس :

http://www.ispst2009.ir مراجعه نمایند.

علاوه بر رویداد اصلی, یعنی سمینار و در جنب آن, پیش بینی اقدامات دیگر نیز بر اهمیت و تاثیرگذاری نهمین سمینار ISPST 2009 افزوده است.

ارایه 29 سخنرانی کلیدی که 22 مورد آن توسط پژوهشگران ایرانی و 7 مورد توسط پژوهشگرانی از سایر کشورهای جهان انجام خواهد شد, برگزاری 17 کارگاه آموزشی در زمینه های گوناگون و برگزاری یک نمایشگاه جانبی با حضور 39 شرکت تولیدی, آموزشی و مطبوعاتی از جمله برنامه های مهمی هستند که از همین روز نخست مورد استقبال حاضران قرار گرفته اند. نیز حضور پژوهشگرانی سرشناس مثل :

Prof. J.M. Anderson (USA), Prof. M.J.M. Abadie (Singapore), Prof. R.P. Burford (Australia), and Prof. B. G. Nystrom (Norway)

 

بر اهمیت این سمینار افزوده است.

ماهنامه صنایع پلاستیک ضمن دعوت از علاقمندان به این قلمرو جهت حضور در این سمینار طی روزهای باقی مانده, برای برگزار کنندگان و دست در کاران این سمینار و به ویژه آقای دکتر حمید میرزاده (مدیر پژوهشگاه, بنیانگزار و ریاست عالی سمینار), دکتر محراب زاده (مدیر اجرایی سمینار), سرکار بانو فرهنگ زاده (دستیار مدیر اجرایی سمینار), آقای دکتر سید علی ثابت (مدیر نمایشگاه) و سایر همکاران آنان آرزوی توفیق هرچه بیشتر دارد.

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 88/07/26 و ساعت |

پوستر جشنواره ماهنامه 

 

جشنواره سپاس از برگزیدگان, در کیش برگزار نخواهد شد

 

به رغم تمامی همکاری ها و تدارکات مدیران شرکت سپنتاس کیش که همواره مایه ی قدردانی است, بنا بر دلایل زیر:

 1-     پیشنهاد بیش از 50 درصد از کاندیداها که میهمانان اصلی این مراسم هستند, برای انتقال

2-     محدودیت وقت تعدادی از کاندیداها و سایر علاقمندان برای سفر به کیش جهت حضور در این مراسم

3-     انحصاری بودن پروازهای کیش در دست چند شخص یا آژانس خاص, که در عمل امکان هر نوع مانوری را برای ما به عنوان میهماندار محدود کرده و این هراس را به وجود آورد که همین انحصار طلبی ها, ما و میهمانان ما را در برابر عمل انجام شده قرار دهد و یک عمر شرمنده مان سازد

4-     و سرانجام هزینه های قابل توجه و غیر منطقی اعمال شده در زمان برگزاری نمایشگاهها در جزیره کیش

                  

تصمیم گرفتیم تا این مراسم را در تهران و با یک هفته تاخیر (یکی از روزهای 25 یا 26 آذرماه) برگزار کنیم تا تاریخ برگزاری مراسم بر نمایشگاه کیش پلاست تاثیر منفی نداشته باشد.

با توجه به این تغییرات عمده, هنوز محل برگزاری این مراسم مشخص نشده و به محض مشخص شدن, جزییات آن از طرق مختلف به اطلاع همگان خواهد رسید.

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 88/07/19 و ساعت |
تصویر محو شده آقای پیشکسوت

 

آقاي پيشكسوت خداحافظ!

شايد اين يكي از معدود نوشته‌هايم باشد كه به رسم ادب به مخاطب آن سلام نكرده‌ام و نوشته‌ام بر خلاف رسم معمول ايرانيان بدون هرگونه كلمات احترام‌آميزي آغاز شده است. چراي ‌آن‌را در پايان مطلب درخواهيد يافت و شايد هم كه حق را به نگارنده خواهيد داد.

آقاي پيشكسوت، نمي‌دانم در اين هياهوي مسايل پس از انتخابات ـ كه البته بيزينس شما را هم تا حدودي تحت شعاع قرار داد ـ و در گيرودار محاسبات مربوط به بهره‌ي اسلامي چك‌هاي برگشتي صنعتگران ناتوان و افزودن بر رقم بدهي آنها، (بهره در بهره) آيا اصولا فرصتي داشتيد تا متوجه شويد كه براي 24 ساعت تمام، جشن نود و يكمين سالگرد تولد ”نلسون ماندلا“ در صدر اخبار تمامي رسانه‌هاي جهان قرار گرفته بود؟ آرزويم اين است كه به صورتي اين خبر را شنيده و اندكي هم به آن انديشيده باشيد.

”ماندلا“ در آخرين سال‌هاي زندگي، در هر سالگرد تولدش دستمزد بي‌نهايت ارزشمند معنوي اقداماتي را مي‌گيرد كه به عنوان يك ”پيشكسوت“ معاصر عرصه‌ي سياست، در طول عمر خود انجام داده است. او در تلخ‌ترين روزهاي حكومت آپارتايد در آفريقاي جنوبي، زير شديدترين شكنجه‌هاي جسمي و روحي حاكم زمان خود 27 سال دوام آورد تا پيام‌رسان صلح به جهانيان باشد. او، پس از آن كه موفق شد تا حقوق قرن‌ها زير پا نهاده شده‌ي سياه‌پوستان كشورش را به آنها برگرداند، به رياست جمهوري آفريقاي جنوبي برگزيده شد و بر خلاف رسم معمول اين نوع براندازي‌هاي رژيم‌هاي پيشين هرگز به صندلي قدرت نچسبيد، به موقع آمد، به موقع رفت و زان پس عمرش را با تمامي بيماري‌هاي به يادگار مانده از دوران سختي زندان براي صلح جهاني كوشيد. به طور قطع از به ميان كشيدن نام ”ماندلا“ به عنوان يك ”پيشكسوت“ سياسي، قصد آن را ندارم تا شما را با آن اسطوره‌ي مقاومت مقايسه كنم، كه مقايسه‌اي بس مضحك و خنده‌آور خواهد بود. قصد من، صرفا اين است تا به شما نشان دهم كه موقعيت‌هايي كه زندگي، جهان و يا حسب اعتقادات شخصي‌ام ـ خداوند ـ در اختيار انسان قرار مي‌دهد، تا چه حد مي‌تواند موجب سرفرازي ابدي يا بدنامي و / يا گمنامي ازلي هريك از ما انسان‌ها باشد.

آقاي پيشكسوت، ديرزماني است كه شما را مي‌شناسم، از همان روز كه پايم به عرصه‌ي صنعت پلاستيك اين كشور باز شد. هركجا مي‌رفتم، نامي از شما بود. در اتحاديه، در بنكداري‌ها، در مواد اوليه، در خريد. در فروش و البته گاهي هم در جابه‌جايي پول! هرگز آن هياهوها و جنجال‌هاي سالي يكي‌دوبار ساختمان آلومينيوم را فراموش نمي‌كنم. جنجال‌هايي بر سر توزيع مواد با دلارهاي 7 توماني و تلاش براي ماندن در هيات رييسه‌ي هر تشكلي كه وجود داشت و بعدها به وجود آمد. در هركجا كه مي‌رفتم نام شما ـ آقاي پيشكسوت ـ را مي‌شنيدم و آرزو مي‌كردم كه شما همان كسي باشيد كه به دنبالش هستم. كسي كه به خاطر نفوذ در همه‌جا، مي‌تواند بسيار اثرگذار باشد.

امروز كه نزديك به سه دهه از آن زمان گذشته است، موضوعي مرا به ياد شما انداخت و با خود انديشيدم كه چقدر حيف شد كه شما تمامي اين موقعيت‌ها را قرباني پول كرديد.

آقاي پيشكسوت، تا جايي كه مي‌دانم، آنقدر ثروت داريد كه 7 نسل آينده‌ي شما هم اگر كار نكنند، مي‌توانند بنشينند، خود را باد بزنند و از حاصل ثروت شما زندگي مرفهي داشته باشند (گرچه حساب و كتاب‌هاي طبيعت دقيق‌تر از اين است که این نوع پول های برآمده به ناحق و اکثرا حاصل نزول دهی به راحتی خورده شود) و شايد سال‌هاي طولاني است كه اين ثروت پديد آمده و شما هم به رشد روزافزونش همت ورزيده‌ايد. به ثروت شما چشمداشتي و دريغي ندارم، كه اگر اهلش بودم، تكاثر آن در اين مملكت بي‌حساب و كتاب و در اين صنعت بي‌حساب و كتاب‌تر از اصل مملكت، اصلا كاري نداشت؛ اما آنچه كه در مورد شما مرا به دريغ وامي‌دارد، اين است كه چرا ساليان سال پيش، هنگامي كه ثروت كافي اندوخته بوديد، به اين فكر نيفتاديد تا از بابت ذكات همين ثروت به اهل همين صنعت، براي اين صنعت كاري بكنيد؟

آقاي پيشكسوت، شما در جايگاهي قرار داشتيد كه به سادگي مي‌توانستيد به همراه همدوشان صنفي خود، بر سرنوشت اين صنعت تاثيري عميق داشته باشيد، اما قدر آن جايگاه را ندانستيد و صرفا به افزايش ثروت انديشيديد تا به جايي كه اين انديشه براي شما به يك بيماري علاج‌ناپذير تبديل شده است.

آقاي پيشكسوت، از ساليان دراز پيش شما مي‌توانستيد با نفوذي كه در بسياري از تشكل‌ها و دستگاه‌ها داشتيد، كاري كنيد كه نه فقط سر و كله‌ي ماشين‌هاي ساخت خارج كه به هر حال در ايران قابل ساختن هستند، به ايران پيدا نشود، بلكه صنعت ماشين‌سازي پلاستيك اين كشور هم رشد كرده و از پشتوانه‌اي عظيم و سترگ مثل تمامي شما پيشكسوت‌ها برخوردار باشد. شما اين كار را نكرديد، شايد چون پولي در آن نبود.

آقاي پيشكسوت، شما مي‌توانستيد از بي‌بند و بار شدن اين صنعت در ايران جلوگيري كنيد، اما اين كار را هم نكرديد، زيرا اين بي‌بند و باري اتفاقا ممرّي بود براي تكاثر ثروت شما متنفذان در تشكل‌هاي گوناگون.

آقاي پيشكسوت، شما حتا و دست كم مي‌توانستيد از اين ثروت بادآورده‌ي پلاستيك يك صندوق حمايت از صنعتگران و خانواده‌هاي آنان درست كنيد تا افراد اين صنعت رخت چركشان را در خانه‌ي خودشان بشويند، اما اين كار را هم نكرديد.

اصلا، مهم نيست كه بسياري از كارهايي را كه مي‌توانسته‌ايد اما انجام نداده‌ايد به شمارش بياوريم، مهم اين است كه از شما بخواهيم كه اندكي چشمان خود را ببنديد و به دست‌هاي پينه بسته و ذمخت كارگري كه در صنايع ماشين‌سازي اين كشور پير شده و هيچ آينده‌اي ندارد، بينديشيد و سهم قصور جبران‌ناپذير خود را در بي‌كاري او و فرزندان او محاسبه كنيد و ببينيد كه آيا مي‌توانيد پاسخگوي اين جنايت ناپيدا شويد؟ خير!

آري آقاي پيشكسوت، كارهاي قابل انجام اما ناكرده‌ي شما ديگر اهميتي ندارد، چون موقعيت‌هاي خطيري را براي بزرگ‌مرد بودن در جايگاهي كه مي‌توانستيد داشته باشيد، از دست داديد. با همه‌ي اينها، اما، شما فقط مي‌توانستيد با اين همه ثروت و در اين سال‌هاي پايان عمر يك كار را نكنيد: دست‌كم شما يك نفر مي‌توانستيد واردكننده‌ي ماشين‌هاي چيني نباشيد! و اين تفاوت بزرگ مياني پيشكسوتي است كه همه‌ي دنيا نود و يكمين سال تولدش را جشن مي‌گيرند با پيشكسوتي كه در انتظار مرگش هستند براي بلعيدن ثروتش. روي سخنم با فردي خاص نيست. با همه‌ي پيشكسوتان است.

 

 

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 88/06/24 و ساعت |

 

 

محور افقی روزهای تیرماه تا ۲۰ مرداد. سبز= تعداد بازدید و آبی = تعداد بازدید نفرات جدید

از روز 13 تیرماه سال جاری که دیدارگاه جدید ماهنامه صنایع پلاستیک بر روی اینترنت گشوده شده است تا به حال, تعدادی قابل توجه از آن بازدید کرده اند. دلیلی که در پی این عملکرد جدید و بسیار جدی ماهنامه وجود دارد عبارت است از سیاست گذاری جدید مدیر ماهنامه برای حال و آینده ی توسعه ی بازارهای جهانی صنایع پلاستیک ایران. بر این اساس وی اعتقاد دارد که:

" از یک سو, دیر یا زود جوامع انسانی با واقعیتی که عبارت است از پایان دوران فعالیت های تبلیغاتی بر روی کاغذ و در نتیجه جایگزینی اینترنت با فضاهای تبلیغاتی چاپی, و از سوی دیگر, دیر یا زود بسیاری از انسان ها و به عنوان یک عادت روزانه برای رفع نیازهای خود به به اینترنت مراجعه خواهند کرد و به همین لحاظ ضرورت دارد که ما خود را برای ورود به چنان دورانی آماده کنیم."

 البته بدون آنکه ارتباطی مستقیم با این متن وجود داشته باشد, وی حتا معتقد است که:

"من اطمینان دارم که پس از دهه ی دوم قرن بیست و یکم و یا بهتر بگویم که پس از سال 2020 میلادی, بسیار دشوار است که بتوانیم پیش بینی کنیم که تدارک نمایشگاههای بزرگ مثل نمایشگاه "NPE" در آمریکا, نمایشگاه "K" در دوسلدورف, یا نمایشگاه "PLAST" در میلان بتوانند از منظر واقعیت های اقتصادی و مالی نمایشگاههایی سود ده باشند, زیرا تا آن زمان تحولات سریع در فناوری طراحی صفحات وب موجب خلق بسیاری از فضاهای سه بعدی برای نمایش هر نوع ماشین, مواد اولیه یا خدمات تولید کنندگان و سازندگان در سطح جهانی خواهند شد. اطمینان دارم که این فضاهای مجازی بسیار انعطاف پذیر تر از نمایشگاههای زنده خواهند بود به گونه ای که بازدیدکننده ها این شانس را خواهند داشت که از ماشین هایی که مایل به دیدن آنها هستند, بالا رفته و تمام جزییات ابعادی را مشاهده کنند. و این امکانی است که نمایشگاههای فعلی (حتا با برخورداری از آخرین فناوری ها) قادر به تامین آن برای بازدید کنندگان خود نیستند. با وجود یک چنین امکانی, بسیار بی معنا خواهد بود که غرفه گذارها بازهم بخواهند هزینه های گزاف نمایشگاهی را تحمل کنند و بنابراین بهتر است از هم اکنون ما نیز در فکر برگزاری نمایشگاههای مجازی باشیم. (این بخش از مطلب از روی یادداشت های شخصی مدیر ماهنامه برای آیندگانش استخراج شده است)

 

بر اساس این سیاست گذاری, وی معتقد است که:

"در جایی که صنایع ما و تشکل های وابسته به آنها بسیاری از موقعیت ها را برای دسترسی توام با موفقیت به بازرهای جهانی از دست داده اند, حالا زمان آن فرارسیده است که آنها راه جهانی شدن خود را از میان اینترنت, یعنی وسیله ای بسیار قدرتمند که می تواند صدای آنها را به سراسر جهان برساند, پیدا کنند"

 

به عنوان یک نتیجه گیری کلی, مدیر ماهنامه تصمیم گرفت تا با یک سرمایه گذاری جدید, نسبت به طراحی مجدد وب سایت صفحات زرد ماهنامه اقدام نماید. عملی ساختن این تصمیم چندین ماه به درازا کشید و پس از آزمون وخطاهای مکرر, سرانجام صفحات زرد ماهنامه از روز 13 تیرماه بر روی اینترنت قرار گرفت.

 

از زمان گشایش این دیدارگاه تاکنون طیفی وسیع از بازدید کنندگان از کشورهای گوناگون از این دیدارگاه بازدید کرده اند. بر اساس آمارهای ارایه شده از سوی سیستم کنترل آماری این دیدارگاه که توسط www.webgozar.com انجام می گیرد, تاکنون در حدود 300 بازدید کننده جدید از 11 کشور دنیا شامل: ایران, آمریکا, آلمان, برزیل, کویت, کانادا, استرالیا, هندوستان, لهستان, چین و سریلانکا به تعداد بیش از 2450 نوبت از این دیدارگاه دیدن کرده اند که برای یک دیدارگاه تازه تاسیس شده و بی آنکه هنوز برای معرفی آن تبلیغ خاصی صورت گرفته باشد, آماری بسیار جالب توجه به شمار می آید.

 

گزارش روز 3 شنبه 20 مرداد ماه 1388

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 88/05/20 و ساعت |

 

هفتمین نمایشگاه بین مللی اصفهان پلاست

 

به رغم مشکلات ناشی از بحران اقتصادی جهانی که موجب لغو تعدادی از برنامه های نمایشگاهی در سطح جهان شده است, برگزارکنندگان نمایشگاه اصفهان پلاست تصمیم گرفتند تا به هر قیمتی برگزاری این  نمایشگاه را تداوم بخشند. از همین روی هفتمین دوره نمایشگاه بین مللی پلاستیک و لاستیک در روز 14 مرداد ماه در محل سنتی نمایشگاههای بین مللی اصفهان افتتاح شد.

به خاطر مسایل اقتصادی موجود نمایشگاه بین مللی «اصفهان پلاست» در سال جاری به صورت همزمان با ششمین نمایشگاه بین مللی «مواد شیمیایی, رنگ, رزین و پوشش های صنعتی»  برگزار شد تا هردو نمایشگاه بتوانند از شور و هیجان لازم برخوردار باشند.

بر اساس گزارش درج شده در کتاب رسمی نمایشگاه, در این نمایشگاهها تعداد 100 شرکت داخلی از استان های تهران, مرکزی, اصفهان, فارس, خراسان, گلستان, اردبیل, یزد و بوشهر و هم چنین نمایندگی هایی از سوی شرکت هایی از کره جنوبی, آلمان و چین حضور داشتند.

 

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 88/05/17 و ساعت |

چند روز قبل كه فرصتي دست داد تا در بزرگراه بي‌نهايت اينترنت يك گردش حسابي بكنم، باز هم دلم نيامد تا دنياي صنعت را ناديده بگيرم. پس دوباره به سراغ تحولات جهاني صنايع پلاستيك رفتم و آنچه كه مي‌ديدم، مجددا قلبم را مي‌فشرد و دلم را مي‌آزرد.

ديدارگاه‌هاي متنوع سابيك، كه اينك براي خودش در دنیای مواد اوليه‌ي پتروشيمي به يك غول بزرگ و جهاني تبديل شده، مرا به دوران 15-16 سالگي‌ام پرتاب كرد كه پدر مجبور شده بود سه چهار شبانه روزي را در شعبه ي پر سر و صداي رتاتيو روزنامه اطلاعات سپري كند، تا روزنامه‌ي اطلاعات نخستين روزنامه‌اي باشد كه خبر افتتاح پتروشيمي پاسارگاد شيراز را منتشر مي‌كند. واحدي كه به خاطر مسابقه‌ي بزرگ‌خواهي رهبران آن روز كشور مي‌بايست پيش از نخستين پتروشيمي ژاپني‌ها افتتاح مي‌شد، كه شد.

زماني كه چندمين كشور برخوردار از واحد پتروشيمي در دنيا بوديم (1346) و حتا پيش از ژاپني‌ها، پدران عرب همين صاحبان و مالكان فعلي سابيك، در كاسه‌هاي گلي شير شتر مي‌نوشيدند و با نعلين‌هاي چوبي/ چرمي راه مي‌رفتند و چشم و دست و دلشان به دنبال زايران ايراني و پولدار خانه‌ي خدا بود. نه مي‌دانستند پتروشيمي چيست و نه از پلاستيك اطلاعي داشتند. در واقع آفتابه‌هاي كوچك پلاستيك ساخت پلاسكوكار، نخستين كالاي پلاستيك بود كه آنها مي‌ديدند. امارات متحده‌ي عربي كه اصولا وجود نداشت و درگير جنگ‌هاي قبيله‌اي ميان شيوخ بود و حتا يك نفر ايراني هم فكر نمي‌كرد كه بخواهد يك تومان خود را در صحراهاي بي‌آب و علف دبي و ابوظبي و عجمان و شارجه و راس‌الخيمه و... بريزد. امروز آنها كجا هستند و ما كجا؟

و هنگامي كه در همين گشت اينترنتي به چين رسيدم، آمار و اعداد و ارقام و تنوع توليدات ماشين‌هاي چيني (دست كم در قلمرو همين پلاستيك) باز هم مرا پرتاب كرد به دوران 11-12 سالگي‌ام كه به همراه يكي از بستگان نزديك مي‌رفتيم خيابان تهران‌نو، ايستگاه قاسم‌آباد و جاده‌ي آبعلي تا براي قطعات كولر آبي ابداعي خودش (كه قصد داشت روي دست ارج و آزمايش بزند) قاب و قطعه سفارش دهد. آن روزها صنعتگراني زحمتكش مثل ماهر، به فناوري ساخت ماشين‌هاي تزريقي دست يافته و اين ماشين‌ها را مي‌ساختند و چيني‌ها در همان زمان نه مي‌دانستند پلاستيك چيست و نه مي‌دانستند كه چگونه مواد پلاستيك شكل مي‌گيرد. دغدغه‌ي آنها جنگ ترياك و مبارزات خونين ضد كمونيستي و انقلاب فرهنگي و اين جور چيزها بود. ما توان ساخت ماشين و قالب را داشتيم. همان زمان. اما، امروز ما كجا هستيم و آنها كجا؟

براي يافتن اين ناكجايي، بسيار انديشيده‌ام. نه حالا و به خاطر اين گردش اينترنتي، بلكه از همان زمان كه خريد يك شانه‌ي سر پلاستيكي ساخت پاكستان در كشور انگلستان، مشوق من شد تا پس از اتمام دوره فوق ليسانس مهندسي شيمي دانشگاه سالفورد، به سراغ رشته‌ي علوم و تكنولوژي پليمرها در دانشگاه استون برمينگهام بروم.

آن روزها، هم دانش كم‌تري داشتم و هم تجربه‌اي به مراتب كم‌تر از دانشم. امروز اما با موهايي سپيد شده، كماكان بر اين باور هستم كه سه پديده‌ي روزمرگي، زياده‌خواهي و عدم وجود عرق ملي موجب شده تا همواره از جهانيان عقب بمانيم، از جايگاه‌هاي رفيع خود نزول كنيم و از پايين دست به دامان كساني شويم كه جاي ما را در آن بالاها گرفته‌اند.

آيا نمي‌توانستيم همانند چين باشيم و امروز يكي از بزرگ‌ترين سازندگان و صادركنندگان ماشين‌آلات و قالب‌هاي پلاستيك؟ و دست كم آيا نمي‌توانستيم مثل امروز نيازمند ماشين‌هاي چيني و مواد وارداتي عربي نباشيم؟

مي‌توانستيم، اما در صورتي كه اكثريت‌مان اسير آن سه پديده نبوديم:

1-   عادت كرده‌ايم به روزمرگي، نديدن افق‌هاي دور و باري به هرجهت كردن و دست دست كردن و همه‌ي اينها در پناه يك پرسش همواره توخالي: ”راستي چه خواهد شد؟“ و با همين پرسش ”راستي چه خواهد شد؟“ همواره در انتظار معجزه‌اي از دوردست‌ها بوده‌ايم. پس هرگز به همان دوردست‌ها نينديشيده‌ايم و خيلي كه همت كرده‌ايم، 5-6 ماه آينده‌ي خود را ديده‌ايم. مگر قرار است چه شود؟ مگر طي اين 30 ساله چه شده است؟ اصلا مگر بعد از انقلاب مشروطيت تا به حال چه شده است؟ سياستمداران و سياست‌بازان راه خود را رفته‌اند، ‌مسايل پشت پرده‌ي خود را داشته‌اند، هرگز به ملت راست نگفته‌اند، مسيرها آن‌گونه كه مي‌خواسته‌اند طي شده و ما همواره منتظر بوده‌ايم كه ببينيم چه مي‌شود؟ از ابتداي سال (همين امسال) دو سه ماهي را خرج انتخابات كرديم، دست به آب و آتش نزديم كه ببينيم چه كسي انتخاب خواهد شد (واقعا به ما چه مربوط بود كه چه كسي انتخاب خواهد شد، آيا تاثيري مي‌داشت؟)  بعد از انتخابات هم، جرياني كه هنوز معلوم نيست ريشه‌اش در كجا بوده و هست، تمام فكرها را زير عنوان صيانت از آراي مردم به خود مشغول كرد، جوانان عزيز اين مملكت را به خيابان‌ها فرستاد، درگيري‌ها پيش‌آمد، عده‌اي شهيد شدند و مسببين ساكت و خاموش. باز هم در تمام اين مدت كار ما خوابيد، اقتصاد متوقف شد، متوقف كه نه، سكته كرد و باز هم عقب مانديم، از غافله‌ي علم و دانش و فناوري بشري، كه چه بشود؟

 

2-    زياده خواه هستيم

علم و فناوري را از غربي‌ها گرفته‌ايم، اما در كاربردي كردن آن، فرهنگ اقتصاد هم غربي‌ها را ناديده گرفته‌ايم. وقتي يك تومان هزينه مي‌كنيم، صد تومان سود مي‌خواهيم و سودهاي 5 تا 10 درصدي غربي‌ها در توليدات‌شان را به مسخره مي‌گيريم. نتيجه‌اش اين مي‌شود كه استاندارد توليد و صنعت و خرج و دخل زندگي‌مان را بر اين پايه مي‌بنديم و چشم بسته از موفقيت‌هاي كوتاه‌مدت به ژرفاي فراموشي سقوط مي‌كنيم و در اين ميان كساني مي‌روند و از چين و ما چين همان كالاي توليد داخلي خودمان را با كيفيت بهتر و قيمت ارزان‌تر، آورده و تحويل‌مان مي‌دهند و زماني كه اين ضربه را مي‌خوريم تازه به ياد مدل‌هاي اقتصادي مي‌افتيم كه چه كنيم تا با اين واردات رقابت كنيم؟ اين پرسش و عملكرد ناشي از آن زماني به فكرمان مي‌رسد كه بسيار دير شده است، زيرا زياده‌خواهي‌ها و تنظيم استاندارد توليد و خانواده امكان مانورهاي جدي را از ما مي‌گيرد. به جرات مي‌توانم بگويم كه در هيچ كجاي دنيا محال است مثل ايران فرزندان صاحبان صنعت اين چنين بي‌بند و بار هزينه كنند، ماشين‌هاي آخرين مدل سوار شوند و... (بخيل نيستم كه به رفاه و مرفه زندگي كردن اعتقاد دارم و آن را حق هر انساني مي‌دانم. آن هم در يك كشور ثروتمند. اما به چه بهايي)... و به ناگاه با شرايطي مواجه شوند كه چند ده هزار متر زمين وسوله و ملك و املاك روي دست خانواده مانده، توليد راكد شده و اصلا ديگر صرف ندارد. اخراج كارگرها كلي تاوان دارد. ملك و املاك هم كه از رونق افتاده و معامله نمي‌شود. نتيجه؟ اعلام ورشكستگي در سكوت و خروج از ميدان صنعت و توليد بي سر و صدا و بدون عقبه ماندن صنعتي كه با هزار خون دل شكل گرفته بود.

 

3-   عدم وجود عرق ملي

اين ديگر از آن عجايب تاريخ جامعه‌شناسي است كه وقتي نام خليج فارس مي‌آيد رگ گردنمان مي‌زند بيرون، وقتي شايع مي‌شود كه ممكن است رطوبت آب سد سيوند آرامگاه كوروش كبير و/ يا مجموعه‌ي پاسارگاد را محو كند، مي‌زنيم توي سرمان و از همه‌ي نهادهاي جهاني كمك مي‌خواهيم و... كه چه؟ كه ما ايرانياني ناسيوناليست هستيم. اما وقتي پاي عمل و منافع شخصي خودمان به ميان مي‌آيد، نه دو ريال‌ تره. براي بنيانگزار ايران (همان آقاي كوروش كبير) خرد مي‌كنيم و نه ديناري به خليج فارس بها مي‌دهيم. مازاد درآمدمان را در امارات متحده عربي (همان‌جا كه به زبان آوردن نام خليج فارس اينك يك جرم جدي است) سرمايه‌گذاري مي‌كنيم، ماشين‌آلات‌مان را از چين مي‌خريم، وسايل و مبلمان منزل هم كه جاي خود دارد يا از كره و/ يا از تركيه.

البته، اگر فرصتي دست دهد و خطري نداشته باشد، گاهي هم پاي يك طومار دفاع از نام خليج فارس را امضاء مي‌زنيم.

در رنج تداوم اين سه پديده‌ي شوم اجتماعي در فرهنگ‌ خودمان هستم و نگاهي به غرب ميانه دارم: آفريقا. سرزميني بكر كه براي چپاول آن، ما خوش‌خيال‌ها را از منظر منطقه‌اي درگير تحولات عراق و افغانستان كرده‌اند و از منظر داخلي معطل اين كه آيا بالاخره در انتخابات تقلب شده بود يا نه؟ و خودشان رفته‌اند به سوي آفريقا. آفريقايي كه مي‌تواند بهترين بازار توليدكننده‌ي ايراني در هر رده‌اي باشد و البته اگر در اين مورد هم به فكر ننشينيم، آخرين اميدهاي نسل‌هاي آينده را هم بر باد داده‌ايم.

طرحي داشتم براي ايجاد يك تحول سريع. سه – چهار سال روي آن كار كردم. در گوشي با چندين نفر صحبت كردم. اما نتوانستم. كوچك‌تر از آن بودم كه بتوانم اين طرح را اجرا كنم. لاجرم در جمع حاضران در مجمع عمومي انجمن صنايع همگن ماشين‌سازان، آن را برملا كردم، غافل از آن كه همان سه پديده جلوي هر تفكري را براي گذاشتن دست‌ها بر روي يكديگر و اجراي اين طرح خواهد گرفت.

حالا هم آن را در اينجا مطرح مي‌كنم، شايد پيدا شوند بزرگاني كه به آن لبيك بگويند. ما نياز داريم تا با يك سرمايه‌گذاري نه چندان كلان، يك شبكه‌ي تلويزيوني معرفي صنعت و تجارت ايران را از طريق چند ماهواره‌ي فراگير موجود به روي كشورهاي آفريقايي ايجاد كنيم تا راه صنعت و تجارت خود را به سوي آن قاره‌ي بكر باز كنيم. ابتدا فكرم فقط براي صنايع پلاستيك ايران بود و حالا فكر مي‌كنم كه مي‌شود اين كار را براي كل صنايع كشور انجام داد. آيا كسي هست كه حاصل مطالعاتم را در اختيارش بگذارم؟ كسي كه صدالبته: توانايي تفكر به افق‌هاي دوردست را داشته باشد، زياده‌خواه نباشد و البته عرق ملي هم داشته باشد.

تیرماه ۱۳۸۸

 

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 88/05/05 و ساعت |

{هار کاندیداوقتی که قرار است شور و شوق انتخاباتی مردم به جهانیان نشان داده شود, آن گاه به ازای هر انتخاباتی, کاربرد ترفندی جدید هم ضرورت می یابد و برای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران, چه ترفندی بهتر از ایجاد فضای مناظره, البته بازهم به سبک ایرانیزه شده ی آن!

تا امروز (16 خرداد ماه) 4 مناظره برگزار شده و برگزاری همین 4 مناظره از آن حکایت دارد که فارغ از برد و باخت فضای مناظره, این آقایان احمدی نژاد و کروبی بوده اند که بیشترین شوق را برای دیدن این برنامه های آخر شب در مردم پدید آورده اند. اما چرا؟

آقای احمدی نژاد که اولا می داند چیزی را ندارد که از دست بدهد و ثانیا اگر در هر موردی غلو کند, در مورد پاک بودن دست خود و خانواده اش از حریم بیت المال کاملا درست می گوید, با بی پروایی کامل از همان نخستین مناظره, فضای مناظره را با تلاش برای افشای اسامی صاحبان قدرت به مناقشه تبدیل کرد و از این راه میلیون ها چشم مشتاق را به سوی آنچه که می گوید فراخواند. وی در این نخستین مناظره نه به دفاع از برنامه های پیشین دولت نهم پرداخت و نه به برنامه های خود برای آینده, اشاره ای کرد. وی با ایجاد این مناقشه, عملا فضای طرح دهها پرسش حیاتی را بست و جریان مناظره را آن گونه که خود می خواست اداره کرد.

در نقطه روبرو, به رغم تلاش محدود میرحسین موسوی در پاسخ به دکتر احمدی نژاد, این حجت الاسلام کروبی بود که با بی پروایی مثال زدنی, می توانست مهمترین چالشگر رییس جمهور به حساب آید. پس با این حساب, دیشب میلیونها نفر بر پای گیرنده ها نشستند تا این نبرد رو در رو را مشاهده کنند.

دو مناظره دیگر هم که به لحاظ رودربایستی های دوستانه, بیشتر به مغازله می مانست, بی آنکه چندان تاثیرگذار باشد, میان آقاین کروبی و موسوی و رضایی برگزار شد و حالا باقی مانده است دو مناظره دیگر, که بر اساس روند طی شده تا حال, جذاب ترین آنها آخرین مناظره میان رییس جمهوری و دکتر رضایی است. اما آیا این ترفند جدید, سودی هم به حال ملت ایران داشت؟ با صراحت می گویم : خیر.

در یک جریان مناظره انتخاباتی (از این دست), مهم ترین نقش را مجری برنامه دارد, که باید با طرح پرسش های به هنگام و به چالش کشاندن طرفین مناظره و کنترل فضای مناظره, این فضا را برای بینندگان و شنوندگان به گونه ای مساعد سازد که آنان بتوانند در تصمیم گیری خود برای روز انتخابات با حداکثر یافته ها اقدام نمایند. در این مناظره, کمرنگ ترین نقش را مجری حرف شنوی برنامه داشت, که به دستورات ارایه شده در گوشی خود دقیقا عمل می کرد و اصولا کاری به این نداشت که هیچ یک از اصحاب مناظره به پرسش او پاسخ نداده و راه خود را می روند. این نوع انتخاب مجری برای برنامه ای چنین درخور اهمیت, صرفا از نمایشی بودن این برنامه حکایت داشت تا برگزاری یک مناظره ی جدی.

جدای از این, معمولا برای اثر بخشی یک چنین مناظره هایی, مردم و کارشناسان هم به محل برگزاری مناظره دعوت می شوند تا انان هم با طرح پرسش های به هنگام, چالشگر مناظره شوندگان باشند. این نیز در این برنامه های نمایشی (ولو بازهم به صورت نمایشی) نادیده گرفته شده بود.

و تاسف آور ترین موضوع اینکه, 4 کاندیدای حاضر در این مناظره ها, به رغم ادعاهای مردمی بودن, انقدر از مردم واقعی کوچه و بازار دور بودند که مشکلات آنان را به صورت فله ای و بر اساس شنودهای از راه دور بیان می کردند و به همین لحاظ در پاسخ به یکدیگر نیز در می ماندند. از روی نمونه و برای ختم کلام, آنجا که در بحث مربوط به صحت  سقم آمار ارایه شده از سوی رییس جمهور, یکی بر صحت آن پای می فشرد و دیگری بر نامعلوم بودن صحت آن, کافی بود آقای کروبی این چند پرسش را با آقای رییس جمهور مطرح می کردند:

1- آقای رییس جمهور ممکن است بفرمایید روزی که شما رییس جمهور شدید قیمت یک کیلو برنج, یک کیلو گوشت گاو و گوسفند و مرغ و قیمت یک عدد نان و یک عدد تخم مرغ و یک مثقال زعفران چقدر بود و الان چقدر است؟

2- آقای رییس جمهور ممکن است بفرمایید که به رغم افزایش حقوق بازنشستگان, همین قشر جامعه در آغاز ریاست جمهوری شما با یک ماه حقوق خود چه مقدار از اقلام بالا را می توانستند بخرند و حالا چه مقدار را؟ و آیا واقعیت جز اینست که قیمت کالاها و بهای ارزاق عمومی مورد مصرف مردم طی 4 سال گذشته با شتاب روندی رو به رشد داشته و به رغم افزایش حقوق ها قدرت خرید مردم کمتر شده است؟

3- و آیا اصولا روند ثرتمند شدن آقای محصولی از یک سرباز ساده به یک بیلیونر با وصایا و آموزه ها و قول های حضرت امام و هم چنین سیره اسلام تطابق داشته است و اصولا آیا یک چنین ثروتی در مدتی کوتاه از راه سالم و حلال و خمس و ذکات پراخته شده حاصل می شود؟

4 تا 100

 

در کمال تاسف آنچه که این مناظره ها در اداهن مردم بر جای گذاشت این بود که وقتی از میان صدها داوطلب پست ریاست جمهوری همین 4 نفر تایید صلاحیت شده اند و این 4 نفر نیز یکدیگر را به ناسلامتی متهم می کنند و طرفین مقابل هم پاسخ صحیح نمی دهند, پس چه تفاوتی است میان انتخاب شدن هریک از آنان؟

والسلام

16 خرداد 1388

 

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 88/03/17 و ساعت |
نمونه ای از ظروف یکبار مصرف گیاهی

 

 

دنیای کوچک آقای مخترع

 

نمی دانم از خوش شانسی بنده بود که در نخستین روزی که دنبال یافتن سوژه ای برای نخستین مطلب این وبلاگ بودم دوستی مطلبی بسیار خواندنی را برایم فرستاد و یا از بد شانسی آقای مخترع که عدل همین امروز مطلبی را در رابطه با او برایم فرستاده اند. این مطلب که با عنوان "ظروف یک بار مصرف گیاهی همسو با محیط زیست " در جریده ی شریفه ی اطلاعات مورخ 11/.03/1388 به چاپ سپرده شده, تلاش می کند تا دلسوزی های آقای مخترع را برای محیط زیست و مردم ایران در رابطه با خطرات ظروف یکبار مصرف"غیر گیاهی !!!" روشن کرده و ثابت کند که اگر نباشد همین ظروف یکبار مصرف گیاهی (اختراع!! ایشان) تا چند وقت دیگر کلیه مردم ایران از یک نوع سرطان خواهند مرد. از آنجا که خواندن این مطلب انبساط خاطری باور نکردنی را برای این نگارنده موحب شد, بد ندیدم تا خوانندگان خود را نیز از آن بی بهره نگذارم.

به نظر می رسد که یا نویسنده مطلب " خانم لیم" و یا  آقای دکتر "اره" (این مخفف نام و نام خانوادگی هردو ایشان است) که در مطلب یاد شده, به عنوان "مخترع" ظروف یکبار مصرف گیاهی معرفی شده و به تاکید مطلب, آن را به نام خودشان هم به ثبت رسانده اند, دنیایی کوچک و عجله ای زیاد برای نجات مردم ایران دارند که در مطالب خود خیلی موضوعات را ندیده و یا به شکلی عجیب دیده اند.

 

در این مطلب, بغرنجی در رفع آلودگی محیط زیست را ناشی از ورود مواد پلاستیک غیر قابل برگشت به محیط زیست از دو دهه قبل اعلام و فراموش کرده اند که:

1-     ورود مواد پلاستیک به زندگی بشریت سابقه ای 70-80 ساله  و به زندگی ایرانیان سابقه ای 50-60 ساله دارد و بغرنجی از همان موقع شروع شده است.

2-     صرفا مواد ترموست شده مثل لاستیک, ملامین و.. غیر قابل برگشت (اگر مقصود ایشان بازیافت بوده باشد) هستند و حتا برای مواد اخیر هم راههایی متنوع جهت بازیافت ابداع شده است.

3-     موضوع غیر قابل برگشت یا قابل بازیافت بودن پلیمرها, هیچ ربطی با موضوع ظروف یکبار مصرف ندارد  و یک موضوع عام است.

نویسنده سپس شهادت می دهد که با چشمان خود شاهد بازی هزاران قطعه !! پلاستیک بر روی دیوار مرزی کشورمان در مرز ایران و پاکستان در میرجاوه و بر روی سیم های خاردار در معرض باد بوده و از آنجا نتیجه گرفته که حتا چشم انداز زیبای ایشان هم هنگامی که برای استراحت و تفریح به کوه می روند, توسط همین ضایعات پلاستیک مخدوش می شود. در این رابطه البته ما نتیجه می گیریم که احتمالا یک بازارچه مرزی پلاستیک در انجاها دایر بوده, بعد یک طوفانی در حد و اندازه طوفان کاترینا آمده (که ما از آن خبر نداریم) و همین طوفان هزاران قطعه پلاستیک را بر روی دیوار مرزی کشورمان به اهتزاز درآورده, که البته این هم می تواند کار دشمن و در آستانه انتخابات بوده باشد. با این حال هنوز ارتباط این اتفاقات عجیب و غریب با "ظرف های گیاهی اختراع !! آقای دکتر اره" مشخص نشده است.

از مقدمه که عبور کنیم, می بینیم که آقای دکتر "اره" برای اثبات حقانیت خود اعلام کرده اند که کشور ما جزه پنج کشور اول دنیا در زمینه سرانه مصرف مواد پلاستیک است و از همین جا نتیجه گرفته اند که :" و این در حالی است که برای تجزیه ظروف پلاستیکی 30-50 سال لازم است که این زمان آسیب جدی و فاجعه به محیط زیست وارد می کند." در این مورد هم ناچارم چند موضوع را به نویسنده مطلب و جناب دکتر "اره" یادآور شوم:

1-     ممکن است (بلکه یقین دارم) که ایران در زمینه بخور بخور مواد پلاستیک و تبدیل کوخ نشین ها به کاخ نشین ها در جهان رتبه اول را داشته باشد, اما خدا شاهد است که بزرگترین آرزوی مهندس نعمت زاده (پدر صنایع پترو شیمیایی ایران) این بود که با تلاش های شبانه روزی مصرف سرانه ایرانیان را به رتبه های 40 تا 50 در دنیا برساند. گرچه بازهم معلوم نیست این چه ربطی به ظروف یکبار مصرف دارد؟

2-     در مورد زمان تجزیه هم آقای دکتر از یاد برده اند که برخی از متقدمین و حتا معاصرین ایشان, زمان تجزیه پلاستیک ها را تا 800 سال هم اعلام کرده اند, که اثبات این نظریه نیز تا 800 سال دیگر که آثار باستانی پلاستیک توسط باستان شناسان ایتالیایی در مرز میرجاوه کشف خواهد شد (اگر باد آنها را نبرده باشد) فرصت می خواهد.

3-     موضوع قابل تجزیه کردن پلاستیک ها از 40 سال پیش جزء پژوهش های پیوسته دانشگاهی قرار داشته و بنده ی نگارنده این مطلب هم افتخار همکاری با آزمایشگاه آقای پروفسور "جرالد اسکات" (پدر علم تجزیه پذیر کردن پلاستیک ها) را در سال های 76-78 میلادی داشته ام. به این موضوع بعدا خواهم پرداخت.

 

آقای دکتر "اره" سپس با بیان عدم وجود محدودیت برای تولید هر نوع بسته بندی از پلیمرهای گیاهی (که ادعایی کاملا غیر فنی و غیر علمی است) و مرتبط کردن چند نوع سرطان و از جمله سرطان پروستات با ظروف یکبار مصرف (نمی دانستیم که ظروف یکبار مصرف با پروستات هم رابطه دارند!!) و با تاکید بر ضرورت استفاده از مواد خودشان, ناگهان این مواد را مشمول برخورداری از استاندارد وزارت بهداشت هم دانسته اند. در این مورد هم:

1-     هر نوع استاندارد مربوط است به موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران و نه وزارت بهداشت

2-     این موسسه آنقدر سرش شلوغ و کادرش ناقص است که هنوز برای واجب ترین موارد مصرف پلاستیک ها که به راستی با جان مردم سروکار دارد (و نه فقط احتمال) استانداردی تدوین نکرده است (از جمله همین ظروف یکبار مصرف) چه رسد به پلیمرهای گیاهی؟

 

یک بحث جدی

فارغ از بیان توام با طنز بالا, این داستان اخیرا علم شده ی استفاده از پلیمرهای گیاهی برای تولید ظروف یک بار مصرف – که در کمال تاسف طی نامه ای مورد تایید مطالعه نشده وزیر بهداشت مملکت هم قرار گرفته (1)- یک جریان سازی برای یک سلسله معاملات ماشین آلات چینی است که اینک به این شکل مطرح شده است. در این رابطه ارایه اطلاعاتی را برای آگاهی همگان ضروری می دانم:

1-     موضوع زیست تخریب پذیر کردن پلاستیک ها (به دلیل مقاومت این مواد در برابر تخریب طبیعی) نخستین بار در جهان مورد مطالعه دانشمندان انگلیسی (در راس آنها پروفسور جرالد اسکات که بنده افتخار شاگردیش را در دانشگاه آستون – برمینگهام- داشتم)  و اسراییلی قرار گرفت و تجربیات عملی آن توسط اسراییلی ها در صحرای اشغال شده سینا مورد آزمون قرار گرفت. از همان نقطه بود که موضوع آبیاری قطره ای با زمانمند کردن فیلم های پلاستیک با موفقیت پیاده شد, که البته بعدا در کشورهایی مثل ایران کاملا تغییر شکل داد. با این حساب, در کشورهای صاحب حساب و کتاب, این حکومت ها هستند که می توانند سازندگان هر نوع قطعه پلاستیک (دست کم غیر قابل تماس با مواد غذایی) را برای زیست تخریب کردن مواد و کالاهای تولیدی تحت فشار قرار دهند و خیال خود و مردم و دوستداران محیط زیست را از تخریب طبیعی هرنوع ماده پلاستیک آسوده سازند.

2-     موضوع تولید پلیمرهایی با منشاء طبیعی – که اینک عنوان خود را به پلیمرهای گیاهی داده و شنونده ناوارد هم فکر می کند که مثلا ظروف یکبار مصرف از درخت می روید- تفکری مربوط به دهه 80 میلادی به بعد بود که همانند تلاش برای تولید سوخت های غیر فسیلی برای خودروها هنوز هم در دست بررسی قرار دارد. این پلیمرها, دقیقا به علت ماهیت طبیعی شان, خود در معرض ساده ترین حملات محیطی قرار دارند و به سرعت توسط انواع میکروارگانیزم ها مورد حمله قرار می گیرند. عجبا که وزیر بهداشت مملکت بدون توجه به همین یک مساله ساده, با صدور نامه ای راه را بر هر نوع سوء استفاده باز کرده است. ایشان به عنوان یک پزشک بایستی بدانند که ماهیت نشاسته ای همین ظروف تهدیدی است برای کپک زدن آنها و به همین دلیل, نگهداری این ظروف بایستی همانند مواد غذایی باشد. متاسفانه اخیرا برخی از دندان پزشک ها هم به استناد بخشنامه ای رو سوی استفاده از این ظروف آورده اند که عوارض مخرب آن بر سلامت انسان در آیند ه نه جندان دور مشخص خواهد شد.

3-     ماهیت سرعت تجزیه این نوع پلیمرها که به عنوان امتیازی در مورد آنها مورد اشاره قرار گرفته خود حکایت از خطرات آن دارد. آیا اگر شما یک ظرف آبگوشت را 24 ساعت بیرون یخچال نگهدارید, که در همین شرایط به سرعت گندیده شده و اجزای موجود در آن شروع به تخریب می کنند, باید هورا بکشید که به محیط زیست کمک شد؟

4-     مشکل دفع زباله های پلاستیک که سرعت تجزیه و تخریب کمی در طبیعت دارند, اینک از طرق مختلف در جهان حل شده که این روش ها باید مورد تاسی مسوولان دولتی قرار گیرد و نه به تعبیر استاد معزز دانشگاه امیر کبیر – سرکار بانو دکتر عاصم پور- از جاله درآمدن و به چاه افتادن!  زیست تخریب پذیر کردن پلاستیک ها ی غیر تماسی با مواد غذایی از طریق افزودنی های مناسب برای ایجاد سرعت تخریب  و افزایش فرهنگ جمع آوری و بازیافت زباله ها به منظور بازیافت آنها با روش های نوین, برخی از عمده ترین این روش ها هستند.

5-     و, سرانجام باید تاسف خورد برای کشوری که با ادعای ارسال ماهواره به فضا, هنوز آنقدر بی دانشی و بلبشو در مسوولان آن وجود دارد, که یک جریان از پایه تجاری (آن هم به نفع بیگانگان) این چنین تا دفتر وزیر بهداشت مملکت هم نفوذ می کند و از وی امضای توصیه ای را می گیرد که سراسر برخلاف مصالح صنعتی کشور و سلامتی انسان هاست.

 

وای بر ما

 

احمد علی ساعت نیا

12 خرداد ماه 1388

 

(1) رجوع شود به گزارش ویژه ماهنامه بسته بندی, شماره 107, صفحات  50-54

 

 

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 88/03/12 و ساعت |

یک توضیح

چند ماهی بود که این وبلاگ هم مثل باقی کارهای ماهنامه صنایع پلاستیک, تابع روحیات بنده شده و به صورت نیمه جان هیچ خبری در آن درج نمی شد. چی می شد کرد؟ افشین علیزاد که خیلی هم دوستش داشتیم و پدید آورنده این وبلاگ بود به ناگهان از پیش ما رفت تا استعدادهای روزنامه نگاری خود را در فضایی بازتر یه کار گیرد. حق داشت و ماهم دوستانه با او خداحافظی کردیم. رفتن او تبعاتی داشت که از جمله می توان یه متوقف شدن این وبلاگ اشاره کرد.

درگیری های سفر چین که تمام شد, فکر کردم که خودم این وبلاگ را به صورتی تازه و از این پس اداره کنم. تازه از این نظر که این وبلاگ یک فضای خبری فارسی زبان متعلق به ماهنامه صنایع پلاستیک بود و هست. اما آیا ادامه آن به همین صورت ضرورتی داشت؟ از نظر بنده خیر. چرا که خدای را شکر, چندین وبلاگ خبری توسط  همکاران و بر و بچه های سابق ماهنامه (از جمله همین افشین خان به آدرس www.ppna.ir) راه اندازی شده که کارشان را هم به خوبی انجام می دهند و نیازی به تداوم کار خبری ما از این راه وجود ندارد. از آن سوی, عده ای از بابت حذف یادداشت های سردبیری ماهنامه اظهار نارضایتی و دلتنگی می کردند, و حاصل اینکه تصمیم گرفتم, این وبلاگ را از این پس به وبلاگ دستنوشته های خودم تبدیل کنم. نوشته های از سر طنز و یا حتا با همان جدیت سابق.

امید که آن را پسندید و خود نیز مشمول قاعده ی جاری وبلاگ نویسان نشوم.

ان شاء الله

احمد علی ساعت نیا

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 88/03/12 و ساعت |
سال نو مبارک

خانه تکانی ازآداب و رسوم دیرینه ی ما ایرانی هاست. با فرا رسیدن سال نو ماهنامه صنایع پلاستیک هم دست به خانه تکانی زد. بنا به گفته ی مدیر ماهنامه سال پیش رو، سال رونق فعالیت های ماهنامه صنایع پلاستیک است. سال 88 آغاز ربع قرن فعالیت یک ماهنامه است که اساس فعالیت خویش را بر صداقت و انصاف بنا نهاده است.

اولین شماره ماهنامه صنایع پلاستیک در سال 88 تا چند روز آینده به دست مشتاقانش می رسد. این شماره از ماهنامه، هم از نظر شکل و هم از نظر محتوا نسبت به شماره های پیشین تفاوت های قابل ملاحظه ای پیدا کرده است. مدیر ماهنامه دلیل این رویکرد را احترام به مخاطبان نشریه اعلام می کند و معتقد است این فعالیت های جدید خارج از اصول کلی ماهنامه طی 25 سال گذشته نیست.

روابط عمومی ماهنامه صنایع پلاستیک این قول را به علاقه مندان می دهد که تا چند روز آینده شاهد نشریه ای متفاوت خواهند بود . ما خود نیز بی صبرانه در انتظار این اتفاق بزرگ در صنایع پلاستیک ایران هستیم. انتشار دور تازه ای از ماهنامه صنایع پلاستیک که هدف خود را ارتقای دانش صاحبان این صنعت قرار داده است.  مدیریت و کارکنان ماهنامه صنایع پلاستیک سال خوب و توام با پیروزی و موفقیت را برای شما آرزومندند.      

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 88/01/30 و ساعت |

شماره ۲۴۵ ماهنامه صنایع پلاستیک با موضوعاتی جالب و خواندنی منتشر شد. در این شماره می خوانید:

یادداشت سردبیر: آخرین یادداشت سردبیری و اسرار فامیلی من

کارنامه: سال آینده و تحولات قابل توجه

بازتاب و نامه ها: تا خوب نشی خوب نمیشه

روی میز خبر

 گزارش:

 فراز و نشیب های پانزدهمین نمایشگاه چاپ و بسته بندی

گفت و گوها:

آل طاها: دیگر به نماز هم توجه ندارند

فائزی: فرهنگ مصرف با بخشنامه اصلاح نمی شود

رئوفی: حرف های دولت غیر واقعی و در حد شعار است

روح افزا: اوضاع روز به روز بدتر می شود

مدبری: هشتاد درصد افت فروش داشته ایم

امیری: سال آینده سال بهتری خواهد بود

پرسش و پاسخ با مدیران شرکت های:

کیمیا ندیش

ماشین سازی پارس

سنتام

چیلر سازی البرز

بحران اقتصادی جهانی و تاثیر آن بر اقتصاد ایران

من می دهم به من

سمینار مقاوم به خراش چالش صنعت خودرو

فرایندها:

عیب یابی: عامل لکه داغی چیست؟( قسمت بیست و دوم)

پاسخ به چالش های انرزی

رسوب سر قالب اکستروژن

پلاستیک و بسته بندی:

کشش مناسب در لایه چسبانی

فناوری جدید در صنعت بسته بندی

خودرو و پلاستیک:

چوب واقعی به قیمت مناسب

نوآوری های صنعت خودرو

پلاستیک و پزشکی:

پلاستیک های جدید برای کاربردهای پزشکی

بازرگانی:

چالش های معاملاتی محصولات پتروشیمی در بورس

‌‌‌‌

 

 

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/12/11 و ساعت |
مدیر برنامه ریزی و فناوری اطلاعات شرکت بازرگانی پتروشیمی ایران از ذخیره سازی محصولات جامد پلیمری در چین و بلژیک و محصولات مایع پتروشیمی در کره جنوبی و بلژیک به منظور کنترل آثار رکود جهانی بر صنعت پتروشیمی خبرداد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/11/26 و ساعت |

شرکت بازرگانی پتروشیمی ایران اطلاعیه ای در باره نحوه ارائه تسهیلات خرید محصولات پتروشیمی از طریق شرکت بورس کالای ایران منتشر کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/11/26 و ساعت |
بر اساس یک خبر موثق که قرار است اسناد آن هم در اختیار ماهنامه صنایع پلاستیک قرار داده شود، یکی از پیشکسوت های صنعت پلاستیک کشور به اتفاق مدیر یکی از تشکل های این صنعت و با استفاده از موارد معافیت های تشکل های یاد شده نسبت به واردات 400 دستگاه از انواع ماشین های فرایند پلاستیک از یک شرکت ناشناخته ی چینی اقدام کرده اند.

این معامله بخشی از طرحی ست که مدیر ماهنامه حدود 18 ماه پیش آن را افشا کرد. هدف دو فرد یاد شده ی بالا از یک سو یک اقدام تخریبی علیه ماشین سازهای نام آشنای این صنعت است که خود ماشین های چینی وارد می کنند. از سوی دیگر، سود کلانی است که زیر نام تشکل های یاد شده به حساب های شخصی شان واریز خواهد شد.

با توجه به تسلط اعضای این تشکل نسبت به کیفیت های متنوع ماشین های چینی، بعید است که آنها نسبت به خرید این ماشین ها اقدام نمایند و بنابر این، این ماشین ها به طور عمده در بازار سرمایه گذاران جدیدی به فروش خواهد رفت که هیچ اطلاعی از کیفیت پایین ماشین های فرایندی ندارند.

ماهنامه صنایع پلاستیک با انتشار این خبر بار دیگر خطر این نوع اقدامات دور از مصالح ملی را به صاحبان صنایع ماشین سازی گوشزد می کند.

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/11/12 و ساعت |

 نقل از سایت خبری پپنا www.ppna.ir

 پژوهشگاه پلیمر و پتروشیمی ایران در نظردارد چهارمین دوره تخصصی آموزش شیمی و تکنولوژی پلی یورتانها را در تاریخ 8/11/87 در محل پژوهشگاه برگزار نماید.

به گزارش سایت خبری پپنا، این دوره با هدف آشنایی بیشتر اساتید، صنعتگران، متخصصان، محققان، دانشجویان و علاقمندان با شیمی و تکنولوزی پلی یورتانها و با محتوای: شیمی پلی یورتانها، روکشهای پلی یورتانی، الاستومرهای پلی یورتانی، رعایت نکات ایمنی در کارکرد یا مواد، فومهای پلی یورتانی و روشهای اندازه گیری مشخصات مواد اولیه و محصولات پلی یورتانی، به مدت یک روز از ساعت 9 صبح الی 16 بعدازظهر برگزار خواهد شد.

علاقمندان برای آشنایی با شرایط ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر می توانند به سایت: http://www.iranpolymerinstitute.org/pdfs/PuSeminar87.pdf مراجعه نمایند.

یادآور می شود آخرین مهلت ثبت نام یکشنبه 29/10/87 می باشد.

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/10/23 و ساعت |

شرکت سرمايه گذاري پتروشيمي با شرکت پتروشيميايي و سلولزي تامين اجتماعي ادغام شد و به دنبال همين تصميم مجمع عمومي، اعضاي هيات مديره سابق شرکت سرمايه گذاري پتروشيمي استعفا کردند. 

به گزارش سایت خبری پپنا   www.ppna.ir دکتر"منصور معظمي" مدير عامل پيشين شرکت سرمايه گذاري پتروشيمي در پاسخ به سوال خبرنگار ي در مورد علت استعفاي اعضاي پيشين هيات مديره اين شرکت، تصريح کرد که ادغام شرکت سرمايه گذاري پتروشيمي با شرکت پتروشيميايي و سلولزي تامين اجتماعي به لحاظ تفاوت ماهوي فعاليت، از نظر هيات مديره تصميم درستي نبود.
وي با اشاره به اين که شرکت سرمايه گذاري پتروشيمي، برنامه سه ساله بهبود فعاليت و ارزش سهام را داشت، تصريح کرد اگر هيات مديره جديد، سياست هاي گذشته اين شرکت را دنبال کند، اميد به بهبودي وضعيت ارزش سهام اين شرکت مي رود.

به گزارش بازتاب آنلاین به جاي دکتر منصور معظمی، محسن حبيب به نمايندگي از شركت سرمايه‌گذاري تامين اجتماعي، سمت مديرعاملي شركت «وپترو» را به دست آورد. همچنين حبيب به عنوان نايب رييس در تركيب هيات مديره «وپترو» جاي دارد. رياست اين هيات مديره بر عهده محمد احتياطي به نمايندگي از شركت پتروشيمي شيراز است. نصرت رحيمي به نمايندگي از سرمايه‌گذاري صنايع پتروشيميايي و شيميايي تامين، مرتضي زرين گل به نمايندگي از سرمايه‌گذاري صبا تامين و محسن احمديان به نمايندگي از شركت ملي صنايع پتروشيمي از ديگر اعضاي اين هيات‌مديره هستند.

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/10/23 و ساعت |

www.ppna.ir( نقل از سایت خبری پپنا )

عادل نژاد سلیم در گفتگو با مهر با اشاره به تصمیم اخیر کمیسیون اقتصادی دولت مبنی بر کاهش بهای محصولات پتروشیمی بر اساس منفی 5 درصد متوسط قیمت فوب خلیج‌فارس، گفت: بر اساس فرمول جدیدی که تعریف شده قیمت‌های داخلی محصولات پتروشیمی بر اساس منفی پنج درصد (5ـ) متوسط قیمت FOB خلیج‌فارس توسط شرکت بازرگانی تعیین خواهد شد.

وی با تاکید بر این که فرمول جدید مورد تایید سازمان حمایت مصرف‌کننندگان و تولید‌کنندگان هم قرار گرفته است، تبیین کرد: بر این اساس در صورتی که قیمت فوب خلیج فارس افزایش یابد، بهای محصولات پتروشیمی هم افزایش پیدا خواهد کرد.

مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی با بیان این که با اجرای این فرمول شناور سازی کامل در قیمت محصولات پتروشیمی ایجاد خواهد شد، اظهار کرد: در این رابطه قیمت ها برای مصرف کنندگان ثابت باقی نمی ماند و هم زمان با نوسان های بازار های جهانی تغییر خواهد کرد.

به گزارش مهر، اخیرا وزارت بازرگانی اعلام کرده است : سازمان حمایت مصرف‌کننندگان و تولید‌کنندگان به عنوان یک دستگاه نظارتی که از وظایف ذاتی آن کنترل و تنظیم بازار و نظارت بر چگونگی اعمال قیمت کالاها و خدمات است که از آغازین روزهای تغییر و تحول در اقتصاد جهانی که به تبع آن کاهش قیمت مواد اولیه در سطح بین‌المللی را به دنبال داشت، با یک برنامه منسجم نحوه تاثیرپذیری کالاها و خدمات قابل عرضه در داخل کشور از جمله محصولات پتروشیمی از سیر نزولی قیمت‌ها را مورد بررسی قرار داده است.

بر این اساس و با توجه به حساسیت و اهمیت محصولات پتروشیمی ه عنوان تولیدات مادر و پس از پیگیری موضوع و انعکاس آن از طریق گزارش‌های کارشناسی به مراجع ذی‌ربط، موضوع فوق در جلسه 30 آذر 1387 کمیسیون اقتصادی دولت مطرح و نهایتا مقرر شد تا قیمت‌های داخلی بر اساس منفی پنج درصد متوسط قیمت فوب خلیج‌فارس تعیین و اقدام شود.

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/10/22 و ساعت |

 

www.ppna.ir( نقل از سایت خبری پپنا )

با نزديك شدن به بهمن‌ماه و سالگرد تاسيس بورس فرآورده‌هاي نفتي و محصولات پتروشيمي پرسش هايي نظير محصولات پتروشيمي با توجه به تنوع توليد تاكنون توانسته بازار موفقي داشته باشد و خريداران آن از حضور در بورس كالا و تهيه محصول موردنياز خود از طريق بورس كالا رضايت دارند يا خير؟

و اينكه آيا شركت بازرگاني پتروشيمي به عنوان متولي فروش محصولات پتروشيمي واحدهاي دولتي از عملكرد بورس رضايت دارد يا خير؟ آينده بازار پتروشيمي با توجه به افت قيمت نفت چگونه خواهد شد؟ مطرح مي‌شود كه اين پرسش ها با داوود شاددل، مديرعامل شركت بازرگاني پتروشيمي كه به عنوان متولي فروش 11 شركت دولتي در بورس كالا محصولات پتروشيمي را عرضه مي‌كند، مطرح و پاسخ داده شد. با نزديك شدن به بهمن‌ماه و سالگرد تاسيس بورس فرآورده‌هاي نفتي و محصولات پتروشيمي پرسش هايي نظير محصولات پتروشيمي با توجه به تنوع توليد تاكنون توانسته بازار موفقي داشته باشد و خريداران آن از حضور در بورس كالا و تهيه محصول موردنياز خود از طريق بورس كالا رضايت دارند يا خير؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/10/22 و ساعت |

با صدور حکمی از سوی معاون وزیر نفت و مدیر عامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی، هادی زنوزی اصل به سمت سرپرست شورای سیاستگذاری و مدیر نمایشگاه بین المللی ایران پلاست منصوب شد.
به گزارش سایت خبری پپنا www.ppna.ir به نقل از نیپنا؛ در حکم آقای هادی زنوزی اصل آمده است:..«نظر به برگزاری موفقیت آمیز دوره های پیشین نمایشگاه بین المللی ایران پلاست و با توجه به اینکه مجوز برگزاری سه دوره آتی این نمایشگاه دوسالانه به شرکت ملی صنایع پتروشیمی اعطا شده است به موجب این حکم، بعنوان سرپرست شورای سیاستگذاری و مدیر نمایشگاه بین المللی ایران پلاست منصوب می شوید.
لازم است با تشکیل شورای سیاستگذاری نمایشگاه مرکب از : نماینده مدیرعامل شرکت بازرگانی پتروشیمی، رئیس دفتر معاون وزیر نفت در امور پتروشیمی، رئیس دفتر توسعه صنایع پائین دستی و نماینده امور مالی در اسرع وقت نسبت به تشکیل دبیرخانه، اتخاذ سیاست ها و برنامه های جامع دقیق و هدفمند جهت بهره گیری از توان تشکل ها و انجمن های مرتبط با این نمایشگاه، تعامل سازنده با سازمان توسعه تجارت و شرکت سهامی نمایشگاه ها و برگزاری هرچه با شکوه تر سه دوره بعدی اقدام فرمائید.
از خداوند متعال توفیق روز افزونتان را مسئلت می نمایم.

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/10/21 و ساعت |
بر اساس اطلاع دریافتی از یک منبع کاملا موثق به زودی امتیاز استفاده از منافع کتاب پلیمریس و رسانه ی سانا به مجله بسپار واگذار خواهد شد.

به گزارش سایت خبری پپنا ( www.ppna.ir ) این واگذاری براساس قراردادی 5/8 میلیون تومانی در سال صورت می پذیرد و در صورتی که مجله بسپار طی مدت 5 سال به تعهدات مالی خود عمل کند امتیاز هر دو پایگاه به صورت خودکار به مالکیت مجله بسپار در خواهد آمد.

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/10/16 و ساعت |

مدیریت محترم کل پست استان تهران

 

با سلام

به عنوان مدیر یکی از قدیمی ترین مطبوعات تخصصی کشور (ماهنامه صنایع پلاستیک انتشار از سال 1364) بایستی عرض کنم که طی این 24 سال گرچه بسیاری از طوفان ها و مشکلات مالی نتوانستند ما را متوقف سازند, اما به نظر می رسد که اینک اقدامات اداره ی پست قادر شده است تا موجبات توقف نشریات تخصصی را فراهم آورد.

مدبریت محترم, پست به عنوان شاهرگ ارتباطی تمامی اجتماعات نیازی است که دولت با حمایت از آن می تواند جریان های اداری و فرهنگی کشور را به کمک آن سامان دهد و در این میان مطبوعات شاخص ترین نهادهای نیازمند پست هستند و از همین روی در تمامی جهان و به منظور کمک به نهادهای فرهنگی, هزینه ی پست مطبوعات بسیار ارزان تر از سایر مرسولات محاسبه می شود.

متاسفانه دیروز (30 آذر ماه 1387) دیگر بار و در مراجعه ی همکارمان به منطقه 16 پستی مشخص شد که باید از بابت هر یک نسخه مجله ی 390 گرمی برای تهران 280 تومان و برای شهرستان 770 تومان پرداخت کنیم. میزان پرداختی برای مجلات سفارشی تهران و شهرستان ها و عادی خارج از کشور سر به اعداد ناباورانه می زند.

مدیریت محترم, در شرایطی که مطبوعات با هزار و یک مشکل روبرو هستند چگوته می توان انتظار داشت که بتوانند برای یک اشتراک 12 شماره ای 20 هزار تومانی, معادل تومان   9240 = 770 x   12 آن را فقط به پست اختصاص دهند و این در حالی است که بر اساس نرخ اعلام شده اداره پست بر روی دیدارگاه اینترنتی پست تعرفه ارسال مطبوعات تا 500 گرم 300 ریال تعیین و اعلام شده است.

وقتی به مناطق پستی ایراد می گیریم که این میزان تفاوت برای چیست؟ می گویند این نرخ ها برای مرسوله هایی است که تبمر خورده و به صندوق پست انداخته شده است و وقتی می گوییم بسیار خوب به ما تمبر بدهید تا خودمان تمبر بزنیم و حتا مجلات را هم خودمان به مرکز تجزیه تحویل دهیم, با پاسخ منفی روبرو می شویم. آیا به واقع این اقدامی صحیح از منظر یک حکومت اسلامی با ادعای تلاش برای توسع ی فرهنگی کشور به شمار می آید؟ یا این نیز اهرمی دیگر برای تضعیف مطبوعات است؟. بنده با ارسال این نامه به جنابعالی و مدیران محترم اجرایی کشور و مدیران محترم مطبوعات تقاضای رسیدگی جدی به این تخلف آشکار دفاتر پستی را به همراه دریافت پاسخی منطقی دارم.

 

با احترام – احمد علی ساعت نیا

مدیر مسوول ماهنامه صنایع پلاستیک

87/10/1

جدول نرخ مراسولات پستی داخله و خارجه

عنوان داخله

تا 20 گرم

تا 100 گرم

تا 250 گرم

تا 500 گرم

تا 1000 گرم

تا 2000 گرم

مازاد 2 كيلو تا 5 كيلو هركيلوگرم

نامه

شهري

300

400

400

500

500

700

---

بين شهري

650

750

750

850

850

950

---

مطبوع

شهري

100

100

200

300

400

400

320*

بين شهري

200

200

300

300

400

400

420*

بسته كوچك

شهري

200

200

300

400

600

700

---

بين شهري

300

300

400

500

700

800

---

كارت پستال

شهري

200

---

---

---

---

---

---

بين شهري

200

---

---

---

---

---

---

كيسه مخصوص

شهري

هركيلوگرم وكسر آن * 320 ريال ( از 5 كيلو به بالا بصورت كيسه M براي كتاب و براي ساير مطبوعات از 2 كيلوگرم به بالا )

بين شهري

هركيلوگرم وكسر آن * 420 ريال ( از 5 كيلو به بالا بصورت كيسه M براي كتاب و براي ساير مطبوعات از 2 كيلوگرم به بالا )

 

عنوان خارجه

تا 20 گرم

تا 100 گرم

تا 250 گرم

تا 500 گرم

تا 1000 گرم

تا 2000 گرم

نامه

4200

9900

20200

38600

65500

109200

مطبوع

2000

4500

8500

15000

25200

كيسه مخصوص

بسته كوچك

6000

6000

15000

28600

60500

121000

كارت پستال

900

---

---

---

---

---

كيسه مخصوص

هر كيلوگرم و كسر آن 7000 ريال ( از 1001 گرم به بالا بصورت كيسه M )

آئروگرام

3400

---

---

---

---

---

 

تبصره 1 : كليه مطبوعات نابينايان (سكوگرام) تا سقف 7 كيلوگرم ازپرداخت كرايه پستـي به استثناء اضافه نرخ هوايـي معاف مـي‌باشـد (به شرطي كه از مؤسسه نابينايان به نابينا يا از نابينا به مؤسسه مربوطه ارسال شود ) .

تبصره  2 :  بسته كوچك فقط بصورت سفارشـي قبول مي‌شود و علاوه بر نرخ منـدرج در جداول فوق حق ثبت منـدرج در رديف 1 جدول شماره 5 (صفحه 6) نيز از مشتري دريافت مي‌شود .

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/10/01 و ساعت |

سرانجام پس از ماه ها بحث و بررسی و برنامه ریزی، دفتر مطالعات و امور تحریریه ی ماهنامه به دفتر حقوقی ماهنامه تبدیل شد و از روز پایانی نمایشگاه ایران پلاست آغاز به کار کرد.

این دفتر که توسط خانم پونه ساعت نیا (وکیل پایه یک دادگستری استان مرکز و مشاور حقوقی ماهنامه با تخصص در امور بین مللی) اداره خواهد شد، با هدف کمک به تدوین قراردادهای فروش داخلی و بین مللی، طرح دعاوی حقوقی صاحبان صنایع پلاستیک که جزء مشترکین و/ یا صاحبان آگهی های ماهنامه قرار دارند، تهیه ی مطالب حقوقی مورد نیاز صاحبان صنایع پلاستیک گشایش یافته است.

بدیهی است که تفاوت این دفتر حقوقی با سایر دفاتر مشابه آن است که صاحبان صنایع می توانند قراردادها و دعاوی خود را در محیطی امن، ایمن و امانت دار منافع و در واقع در خانه ی خود و با حداقل هزینه ها پی گیری کننده امید است که این اقدام ماهنامه، همانند سایر خدمات 25 ساله ی آن مورد توجه و استفاده ی مخاطبان ماهنامه قرار گیرد.

 

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/09/13 و ساعت |

در پی آنچه یک مبارزه کوتاه بود و با موفقیت به انجام رسید. مشخص شد که " انجمن مهندسین پلاستیکSPE " آمریکا قصد دارد برای بخش خاورمیانه ای آن انجمن نهادی را در امارات متحده عربی بنیان گذاری کند، که همین تصمیم هم به دلیل نام مجعول " خلیج عربی"  برای نشستی که قرار است در ساعت 11 صبح روز جمعه 11 ژانویه در سالن ملاقات های شماره 2 نمایشگاه عرب پلاست برگزار شود، مذیر ماهنامه را وادار به مقابله کرد و سرانجام عنوان این نشست به " بخش خاورمیانه " تغییر یافت.

به پیشنهاد آقای میرسائیان مدیر شرکت تکنو سیستم ایران، در صورتیکه تعداد اعضای  SPE در ایران به 50 نفر برسد، مدیریت شرکت تکنو سیستم ایران قادر خواهد بود هدایت جریانی را بر عهده بگیرد که سرانجام آن، تاسیس  SPE  در کشور خودمان باشد.

از کسانی که با این نظریه موافقت دارند تقاضا می شود، درخواست خود را به دورنگار 77507169 ماهنامه ارسال نمایند و یا در صورتیکه از عرب پلاست بازدید می کنند، با حضور در جلسه  SPE ، ثبت نام مستقیم در همان محل را در دستور کار خود قرار دهند.

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/09/12 و ساعت |

 

حدود دو هفته پیش مدیر ماهنامه صنایع پلاستیک با اطلاع از این که «جامعه ی مهندس پلاستیک – SPE» آمریکا قصد دارد تا در برابر عدم هزینه ی برگزاری یک کنفرانس یک روزه که قرار بود در ساعت11 صبح روز 11 ژانویه در «عرب پلاست» برگزار شود، این نشست و عنوان آینده ی آینده ی آن را تحت نام " بخش خلیج عربی" برگزار نماید.

پس از کسب این خبر، مدیر ماهنامه صنایع پلاستیک، اقدامات جدی خود را برای جلوگیری از استفاده از این عنوان آغاز کرد و این اقدامی بود که در یک سوی آن یکی از قدرتمندترین انجمن های علمی جهان با ده ها هزار عضو در سراسر جهان (و از جمله ایران) قرار داشت و در سوی دیگر آن، تصمیم و موافقت مدیر انگلیسی نمایشگاه «عرب پلاست» و حمایت مستقیم شخص «شیخ محمد» حاکم دوبی و در نتیجه با احتمال شکستی بالای 90 درصد برای این اقدام یک نفره.

معذلک، مدیر ماهنامه صنایع پلاستیک با استفاده از نفوذ و روابط وسیع جهانی خود با مدیران بسیاری از مجامع علمی و صنعتی مربوط به قلمرو پلیمر توانست در روز پنج شنبه 7 آذرماه، تاییدیه ای را از مدیرعامل SPE، آقای «مایکل برنی» دریافت کند که انجمن یاد شده، با تقبل پرداخت هزینه ی برگزاری کنفرانس (که تعدادی از مهندسین و تکنیسین های ایرانی نیز در آن حضور خواهند یافت) موافقت کرده است تا عنوان این نشست علمی / فنی را از عنوان قبلی و مجعول آن به عنوان جدید «نشست منطقه ای انجمن مهندسین پلاستیک در خاورمیانه» تغییر دهد.

همکاران ما در ماهنامه صنایع پلاستیک این موفقیت کم نظیر و مبارزه ی تک نفره ی مهندس احمدعلی ساعت نیا – مدیر ماهنامه ی صنایع پلاستیک – را به شخص وی و اعضای ایرانی SPE تبریک می گویند.

گزارش تفسیری این مبارزه 10 روزه و نتایج آن در شماره ی 243 ماهنامه و هم چنین در همین وبلاگ، منتشر خواهد شد.

 

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/09/09 و ساعت |

توضیحی در مورد یک بازی جدید

یادداشتی از مهندس احمد علی ساعت نیا در پی توهین جماعت بسپارنشین

 

در حال رانندگی, پیامی از مسوول روابط ماهنامه دریافت کردم که می گفت, جماعت بسپاری پاسخ زشتی به مطلبی که بنده نوشته بودم, داده اند و چه باید کرد؟ گفتم فکر می کنم و پاسخ می دهم.

در راه به این نتیجه رسیدم که همانطور که در همان مطلب پیشین اشاره کرده بودم, یکی از راههای حیات جماعت بسپاری و در راس آنها بانو ناشره, ایجاد درگیری با این ماهنامه و شخص بنده است, تا مدتی مطرح باشند. سابقه ی سالها آغاز این نوع مجادلات هم همین را نشان می دهد و برای آنها فرقی نمی کند که چه موضوعی را دستاویز قرار دهند. این بار بر اساس همان حکم انصارطلبی آنقدر از هول حلیم توی دیگ افتادند که یادشان رفت با آن همه ادعاهای پیشین آزادی خواهی و دفاع از حقوق مطبوعات, جلوگیری از انتشار یک ویژه نامه ی قانونی (یعنی محدودیت یک رسانه) را جشن گرفته اند و پیشاپیش هم به استقبالش رفته اند. می دانید چرا؟ برای آنکه جماعتی که برای پول هر کاری می کنند, و حتا روی جلد مجله شان را هم که به همگان تعلق دارد, بازهم به پول می فروشند (یعنی شناسنامه و هویت شان را) باید هم که از دردی که بر آنها وارد آمده, تا بدین حد سوگمند شده و خود را به در و دیوار بکوبند. پس پاسخ من این بود و هست:

1- این جماعت نه بدون پول کاری می کنند و نه به خاطر پول از انجام هر کار گریزانند. پس, در پی این پاسخ دوم – هر چه باشد- من شخصا بوی پول می بینم. چه اشکالی دارد که در میان این تعداد دشمنی که من دارم, کسی بسپاریان را شارژ مالی کرده باشد؟ گفتم, کسی که هویتش را به حراج می گذارد, دیگر برایش چه فرقی دارد؟

2-پس تصمیم گرفتم که آن پاسخ را هرچه هست نه ببینم و نه بخوانم. اما از وکیل ماهنامه خواستم تا آن را به دقت مرور کند تا اگر بار اتهامی دارد, از طریق قانونی پی گیری کند (که البته این جماعت از این شهامت ها ندارند که حتا حرفشان را هم مستقیم بزنند) و اگر بازهم از همان حرفها و شایعات و ادعاهای سربینه ی حمامهای زنانه است که از سوز دل پراکنده شده, بگذار آنقدر بنویسند که حامیانشان هم خسته شوند. همین بس که سوگ نخواندن آن مطلب توسط من, بر دلشان خواهد ماند.

3-و از مسوول روابط عمومی ماهنامه خواستم که این متن را بر روی وبلاگ خودش بگذارد و بعد اگر خودش دلش خواست پاسخی بنویسد, به مسوولیت و نام خودش بنویسد و آن را همرا با پاسخ جدید بسپاریان بر روی وبلاگ خودش قرار دهد.

 

وقت من بیش از اینها ارزش دارد.

والسلام

احمد علی ساعت نیا

5 آبان ماه 13۸۷

 

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/08/05 و ساعت |

یادداشتی از مهندس احمد علی ساعت نیا

مدیر رسانه ای که اصولا فلسفه ی وجودی رسانه اش را مدیون این ماهنامه و تداوم و رونق کارش را مدیون زحمات همکاران این ماهنامه به علاوه حاشیه سازی هایی است تا دایما مطرح باشد, این بار هم وسیله ای را برای این حاشیه سازی ها پیدا کرده و در یک اقدام عجیب دست به انتشار مطلبی بر روی دیدارگاه رسانه اش زده است که دریچه ی هرگونه مماشاتی را بر روی خود و رسانه اش برای آینده, مسدود کرده است.

وی در حالی ما را متهم به فریب کاری می کند, که بی درنگ و به  دلیل یک اشتباه فراقانونی مدیریت نمایشگاه ایران پلاست مجوزی انحصاری را کسب کرد و با کسب این مجوز (که تصور می کرد انحصاری است) ماهیت خود و تمامی مجموعه ای را که بر آن حاکمیت دارد ظرف کمتر از 48 ساعت نشان داد. زیرا,  بر اساس همان تصور انحصاری بودن که بارها و بارها برآن تاکید ورزیده, از نیاز جدی صاحبان به ضرورت تبلیغ در روزهای نمایشگاه کاملا سوء استفاده کرده و با اعلام تعرفه های میلیونی, تصمیم داشت تا یکشبه ره صد ساله را طی کند و با استناد و تکیه بر همین ویژگی انحصاری بودن اعدادی را برای تبلیغ فراروی صاحبان صنایع قرارداد که فارغ از عدم توانایی صاحبان صنایع, اصولا به علت ناشی بودن "این تنها مرجع رسمی انتشار روزنامه نمایشگاه" با هیچ خرد جمعی و تعرفه های روز تطابقی ندارد. گرچه این موضوع را به صورت کامل برای خوانندگان ماهنامه در شماره ویژه نمایشگاهی (شماره 242 و تحت عنوان بالا)  شکافته ایم, اما دریغمان آمد که این بی ادبی را بی پاسخ رها کنیم. پس لازم است که ضمن  تاکید بر صدور نامه ی مورد ادعای ناشره از سوی راوبط عمومی پتروشیمی و تایید مفاد آن, چند نکته را نیز برای آگاهی ذهن همگان به اطلاع برسانیم:

1-      مطبوعات مجاز هستند تا به مناسبت های مربوط به قلمروهای حرفه ای خود اقدام به چاپ ویژه نامه کنند. اقدام این ماهنامه پس از آن که در فاصله روزهای 30 شهریور تا دوم مهرماه که ما خود قصد داشتیم تعدادی آگهی و مطلب را که بر روی دستمان مانده بود, به "تنها ناشرروزنامه رسمی نمایشگاه" بدهیم تا برایمان چاپ کنند و آنها در کمال تعجب از ارایه هرگونه پاسخی خودداری کردند (چه کیفی برده اند از اینکه دو سه شبانه روز حالت انحصاری داشته و درر صدر جدول بوده اند!), نیز پس از دریافت قیمت ها از طریق سایر دوستان خود و مشاهده ی اجحاف های ناشی از همین انحصار طلبی, و سرانجام بر اساس قانون مطبوعات صورت پذیرفت.

2-استعلام ما نشان می داد که چاپ یک روزنامه ی 16 صفحه ای رنگی با تیراژ 10 هزار نسخه در هر روز صرفا هزینه ای بالغ بر 2.5 تا 3 میلیون تومان دارد. پس بر این اساس و با تقسیم بندی سهم آگهی ها به اعداد و ارقامی رسیدیم که با اعداد و ارقام اعلام شده از سوی ناشره بسیار تفاوت داشت و گاه به کمتر از 10 درصد آن هم می رسید. اعلام این قیمت ها به اهل صنعت و افشای ماهیت سودجویانه ی کسانی که دایما خود را دلسوخته صنعت اعلام کرده اما با هر ترفندی جیب اهل صنعت را به سمت حساب های بانکی خود تخلیه می کنند, آنان را به آتش کشید و آنقدر به مدیر نمایشگاه شکوه و گلایه کردند که آن بنده ی خدا هم برای رهایی از این سماجت ها اقدام به صدور یک نامه ی تاکیدیه کرد که بسیار کاری عجیب بود.

3- این دلسوختگان صنعت که گاهی خود را چشم سوم, گاهی خود را ناظر بر امور سایرین و گاهی هم همه کاره ی قوم تصور کرده و اعلام هم می کنند, با مشاهده ی عدم استقبال اهل صنعت – حتا با ارایه تخفیف های 70 درصدی – وقتی که دیدند بازهم این ماهنامه صنایع پلاستیک است که حرف اول و آخر را می زند, دیگر به خشم آمدند و با خلط مبحث دو موضوع جداگانه تحت عنوان کتاب نمایشگاه و ماجراهای سالهای پیش و روزنامه نمایشگاهی "تشخیص فریب کاری را به وجدان های بیدار" سپرده اند. گرچه نگفته اند که این موضوع تازه ی "فریب کاری" را از کدام آستین بیرون آورده اند.

4- اگر ناشره دلنگران عدم توزیع روزنامه ی ماست (با اتکاء به هر نیرویی که برای وی این قدرت انحصاری دو سه روزه را خلق کرد و بعد هم ناکام ماند) بهتر بود صبر می کرد تا ما با عدم امکان توزیع آبروی مان برود و آن گاه هرچه که دوست می داشت علیه ما بنویسد. پس موضوع این نیست, موضوع این است که ناشره که قصد داشت در سکوت و گرفتاری اهل صنعت ظرف 6 روز (حالا ببینید که چقدر رویاها شیرین بوده که دو روز هم به استقبال و بدرقه آن رفته اند) چند ده میلیون (بر اساس تعرفه های خودشان حدودا 12 تا 15 میلیون تومان در روز که جمعا برای 6 روز می شود حدود 70 تا 90 میلیون تومان) را به جیب بزند, در این سودا ناکام مانده و هیچ راهی جز اثبات فریب کاری ما ندارد. اگر ناشره دلش برای اهل صنعت سوخته و به همین لحاظ پیشاپیش مشت فریب کاری ما را باز کرده, بهتر بود با اعلام یک تعرفه عاقلانه – حتا با سود 100 درصد- به کمک اهل صنعت می شتافت و از این فضای انحصاری برای ارزان بودن اطلاع رسانی اهل صنعت هم استفاده می کرد.

5- و سرانجام اینکه ما روزنامه ی نمایشگاهی خود را به چاپ خواهیم سپرد, به اتکای قانون مطبوعات (نه نامه های سفارشی این و آن که به واقع تحت فشار و از سر دلسوزی نوشته شده) آن را توزیع خواهیم کرد, و برای اثبات اینکه از این اقدام قصد انتفاعی نداشته ایم, سود آن را با نظارت نمایندگانی از هر سه تشکل صنفی موجود, یا به صاحبان آگهی ها باز خواهیم گرداند و/یا با موافقت آنان این مبلغ را – به هر میزان که باشد- به حساب بنیاد بیماری های خاص (ویژه کودکان سرطانی) واریز کرده و قبض پرداختی را هم برای اطلاع همگان منتشر خواهیم ساخت.

 

آیا ناشره حرف دیگری هم دارد؟

 

احمد علی ساعت نیا

اول آبان ماه 1387

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/08/01 و ساعت |

نقل از نیپنا

كتاب ششمین نمايشگاه بین المللی ايران پلاست ده روز قبل از افتتاح نمايشگاه در ده هزار نسخه چاپ می شود. کتاب نمایشگاه ایران پلاست در دوره های قبل دو زبانه بوده است.
به گزارش ستاد خبری برگزاری نمایشگاه، احمدعلي ساعت نيا، ناشر كتاب نمايشگاه و مديرمسول ماهنامه صنايع پلاستيك با بيان اين مطلب گفت : كتاب نمايشگاه ششم به پنج زبان فارسي، انگليسي، آلماني، ايتاليايي و عربي در حال تدوين است. همچنین اين كتاب به پنج زبان فهرست نويسي  مي شود تا امكانات مناسبي  را در اختيار بازديدكنندگان نمايشگاه قرار دهد.
 
وي افزود:"براساس برنامه زمان بندي شده هم اكنون مشغول جذب آگهي تبليغاتي براي تامين بودجه كتاب نمايشگاه هستيم و با تكميل ثبت نام از سوي شركت كنندگان در نمايشگاه كار جمع آوري اطلاعات غرفه داران را براي درج در كتاب نمايشگاه آغاز می کنیم."
 
ساعت نيا ناشر كتاب نمايشگاه با اشاره به  سردرگمي شركت كنندگان و بازديدكنندگان طي دوره هاي قبل ،گفت: "در این دوره براي آن دسته از غرفه داراني كه تنها به زبان خودشان مسلط هستند و براي بدست آوردن اطلاعات مربوط به نمايشگاه با مشكل مواجه مي شوند راهكارهای مناسبی اندیشیده ایم."
مديرمسول ماهنامه صنايع پلاستيك تصریح کرد:"انتشار كتاب نمايشگاه ششم به پنج زبان علاوه بر حل اين مشكل به در معرض ديد قرار گرفتن محصولات و توانمندي شركت كنندگان كمك شاياني می کند."
به گفته ساعت نیا در اين دوره از نمايشگاه به منظور ايجاد امكان دسترسي آسان مخاطبان به كتاب نمايشگاه در مبادي ورودي هريك از سالن ها فضايي براي  فروش آن اختصاص داده  می شود.
ششمین نمایشگاه بین المللی ایران پلاست 21 تا 24 آبان برگزار می شود. تاکنون حضور کشورهای ایتالیا، اتریش، چین، آلمان، کره، تایوان، ترکیه، مالزی، عربستان و امارات متحده عربی با 190 شرکت و همچنین 200 شرکت ایرانی در این نمایشگاه قطعی شده است.

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/06/20 و ساعت |
در این شماره می خوانید 

روی میز خبر

میزگردی پیرامون صنایع برودتی در ایران، هم برج خوب است هم چیلر

گزارش: ایران پلاست، قدم های منطقی، انتظارهای غیر منطقی

گزارش: شاهدی از غیب

گزارش: طرح تحول اقتصادی و بخش خصوصی

تحولات پتروشیمی در بازار بورس

مروری بر خبرهای اقتصادی ماه گذشته

مطالب علمی

عیب یابی: راز محدودیت سیلان

اکستروژن و ترموفرمینگ یکپارچه

کیسه های صنعتی

قدرت حفاظتی پلیمرها

تولید بالن های انژیوپلاستی

مدول های پلاستیکی بدنه خودرو

شیشه های نانو بلایند برای خودروها

عمر قفسه های بطری پت

فن آوری جدید جهت کاهش هزینه های مصرف برق روی ماشین آلات تزریق پلاستیک

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/06/12 و ساعت |

 

دو دريا نورد و طرفدار محيط زيست در جهت حمايت از رها نکردن زباله ها در اقيانوس ها با قايقي پلاستيکي اقيانوس آرام را در نورديدند.
به گزارش پايگاه اينترنتي ري نيوز ونتي کوآترو اوره، اين دو دريانورد طرفدار محيط زيست مسافرت هشتاد وهشت روزه خود را روي قايقي ساخته شده از پانزده هزار بطري پلاستيکي به نام" زباله" در اقيانوس آرام و از سواحل کاليفرنيا در آمريکا تا هاوايي ادامه دادند.
اين دو محقق با نام هاي ژول پاسکال و مارکوس اريکسون که هر دو در آمريکا زندگي مي کنند با اين ابتکار عمل؛ تلاش خود را براي داشتن اقيانوسي پاک و بويژه آزاد از آلودگي هاي ناشي از بطري هاي پلاستيکي به نمايش گذاشتند

+ نوشته شده توسط احمد علی ساعت نیا در 87/06/10 و ساعت |